السيد الطباطبائي
352
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ديگر آن كه حق ( خدا ) را علت ناقصه پنداشتند نه تامه ، زيرا بين او و فيض او مقدار امتدادى آورده اند . مى پرسيم اين انتظار و امتداد براى چيست ؟ يا علت تامه است يا ناقصه ، در صورت اولى ، معلول از او منفك نمى شود . در صورت ثانيه خدا نيست . پاسخ : اولًا : مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) اساساً خدا را « علت » نمى دانند . او را « موجِد » و « پديده اوليه جهان » را موجَد مى دانند كه خدا آن را با « امر كن فيكون » ايجاد كرده است . و نيز خدا را مشمول قانون علت و معلول ، نمى دانند . اوست كه اين قانون را ايجاد كرده است و بقول امام رضا ( ع ) و اميرالمومنين ( ع ) : كَيْفَ يَجْرِي عَلَيْهِ مَا هُوَ أَجْرَاه « 1 » ؟ ثانياً : اين مكتب ، مخلوقات را و حتى آن پديد اوليه را « فيض وجود خدا » نمى داند ، آن ها را موجَد و مخلوق خدا مىداند ، هيچ چيزى از ذات مقدس خدا فيضان نمى كند ، فيضان و صدور هر دو تجزيه و تركيب ذات را لازم گرفته اند ، با هر تاويل و با هر توجيه . ثالثاً : سخن از « انتظار » نيست ، انتظار از خواصّ مخلوقات است ، بل « اراده » است و معنى اراده اين است . چون موجَب نيست و اراده نكرده بود نيافريده بود . ادامه مىدهد : وانگهى مى پرسيم تخصيص خلقت عالم در آن وقت چه بود . چرا پيشتر يا پس تر واقع نشد . بالجمله متكلّمين راه صواب نپيمودند و به خيال و پندار عاميانه سخن گفتند . پاسخ : آنان كه مدّعى كشف و شهود هستند ، چرائى اين تخصيص را از خود خدا بپرسند و بگويند : چرا مريد هستى و اراده دارى اراده ات را مختصّ كردى ؟ جوابى كه ما مى دهيم علمى و فلسفى است ( نه كلامى ) مى گوئيم : اگر مخلوق ، قديم باشد - به هر معنى و با هر تاويل و با هر توجيه ، - خداوند موجب و بى اراده مىشود . و خداى بى اراده خدا نيست .
--> ( 1 ) - در خطبه امام رضا ( ع ) گذشت . مبحث 38 .